فولادوندیاشهدوست اشکوری دیلمی باکنیه عربی نعمان پادشاه دیلمان در اواخرقرن دوم است که طایفه شاخص فولادوند در قرن سوم وچهارم دردیلم و کردستان منتسب به اوست. جد یازدهم فولادوند؛ شاهنشاه جاماسب ساسانی است.
درباره ساسانی بودن خاندان کاکی فولادوند پرویز اذکایی در کتاب فرمانروایان گمنام صفحه ۱۸۱ چنین آورده است:" نظر به علاقه شدید صاحب بن عباد به نخستین دختر زادهاش عباد بن علی حسنی از سادات گلستانه (که ریاست همدان را بر عهده داشتند) او را خود تحت سرپرستی گرفته و همراه خویش در ری و اصفهان کرده است ،چه اینکه وی نوه دختری حسن فیروزان فولادوند (دایی فخرالدوله دیلمی) را در سال ۳۸۴ هجری برای وی به زنی گرفت که از جمله چکامههای تهنیت این وصلت یکی سروده اسماعیل بن احمد چاچی است که پیوستن دو نژاد ساسانی و مضر عربی را شاد باش گفته است".
شرح این عروسی در همدان را یاقوت حموی درکتاب معجم الادبا گزارش نموده است
مراسم ازدواج دختر ابوالفضل بن داعی ( از علویان طبرستان )و عباد بن حسین ریاست همدان (از سادات حسنی ونوه دختری صاحب بن عباد طالقانی قزوینی مشهور به کافی الکفات دانشمند مشهور ووزیر دولت ال بویه )در این مراسم فخرالدوله دیلمی حاکم جبال وهمدان صد طبق زر وسیم پیشکش نمود چون عروس دختر دیکونه دختر حسن فیروزان فولادوند بود ودیکونه خاله فخر الدوله بود .در این مراسم صاحب بن عباد سفره ای بطول پنجاه زرع به اندازه طول سرای پهن نمود وضیافت داد
فولاد بن ماناذر حاکم دیلم وکبات بن بلقسم ( ابوالقاسم از علویان طبرستان )در صدر سفره نشاند ودر پهلوی فولاد ابو جعفر بن ثاثر علوی ودر پهلوی دیگرش ابوالقاسم بن قاضی علوی ویکی دیگر از علویان کاکی بن یشکرزاد و((مرداویج کلاری و فیروزان فولادوند دایی فخرالدوله وعبدالملک بن ماکان )) از خاندان فولادوند به خدمت ایستادند وصاحب بن عباد کافی الکفات خود نیز بایستاد با کاتبان وبزرگان وحاجبان و....
کیومرث فولادی در کتاب ازدیلمان تا اشترانکوه چنین آورده است:"جد سوم عبدالملک بن ماکان از ارگان حکومت دیلمی آل بویه ؛ فولادوند پیرمرد صدساله تاریخ بیهق است که پادشاه دیلم بوده ومقارن سال۲۰۰ در اشکور صاحب مقام و جایگاه بوده است که طبری مورخ نامی قرن سوم هم عصر با وی بوده و در کتاب تاریخ طبری ج۸ ص ۵۵۶ از فولادوند باعنوان ابالیلی از وی نام برده است.ابوالحسن علی بن زید بیهقی در کتاب تاریخ بیهق از دو طایفه اشرافی دیلمی نام برده است یکی وردان وند که اسفار بن شیرویه از آن بوده است و دیگری طایفه فولادوند. در تاریخ بیهق نویسنده میگوید:" فولادوند یک پیرمرد صدساله بود و از شریفترین خاندان در میان دیالمه و همچنین دور داوند که واژه دورداوند به نظر میرسد همان دماوند است. این فولادوند مردی صدساله بود او را دو پسر بود ((کیاکی)) و ((فیروزان))[1]. (تاریخ بیهق)
این مرد پیری که علی بیهقی تنها به ذکر نام خانوادگیاش-فولادوند-بسنده کرده است بنا به اقوال تمام مورخان، نعمان دیلمی نام دارد (البته نام اصلی وی به گفته صابی در کتاب التاجی شهدوست دیلمی ست و نعمان کنیه عربی وی بوده چراکه اعراب تازی هر آنکه مسلمان میشده باید اصل و نسب و حتی نام و نام خانوادگیاش را فراموش میکرده و بهعنوان موالی خود را به یکی از طوایف عرب نسبت میداده کما اینکه مسلماً نام فردوسی بزرگ نیز هرگز ابوالقاسم نبوده است چنانکه نام ایرانی ابومسلم خراسانی وندادهرمز لر فریدَن بوده است همچنانکه نام یعقوب لیث رادمان پور ماهک ویا ابن مقفع روزبه و محمد سردار طبرستان مازیارکارنی بوده است ازسویی ایرانیان دیگری هستند اگرچه مسلمان هم نبودند ولی بااسم عربی گزارش شده اند و ما بانام ایرانی محمدزکریای رازی و محمدخوارزمی بیخبریم ).
همچنین دقائقی مرورزی از خاندان پولادوندان از آن بهعنوان طایفه پولاد گان یاد کرده است[2]. همچنین کتاب اخبار زیدیه فی طبرستان و جیلان نوشته فیلفرد مادیلونغ منتزع از فصل اول کتاب التاجی ابواسحاق صابی چهار خاندان دیلمی شریف و اشرافی را ذکر نموده است:" طایفه اول که ملوک گیلان است بنام شاهنشاه آوند که پادشاهان گیلان از این طایفه میباشند اول ملوک آنان تیرداد بن شیرزاد والد هروسندان و ابن عم او لیلی بن شهدوست یا فولادوند والد شیرج و بعد هروسندان بن تیرداد دایی مرداویج بن زیاربن مردانشاه که در این قسمت آل زیار را هم از این خاندان برشمرده است. طوایف اشرافی دیگر فاراوند، آداوند و وهشاوند"[3].
شرف الدین بدلیسی در کتاب خود آورده خاندان شاهنشاوند از نسل جاماسب ساسانی هستند.
وتاریخ طبرستان نیز به جاماسب شاهنشاه ساسانی به عنوان جد اسپهبدان ساسانی گاوباره اشاره نموده است.
در کتاب مروج الذهب ج۴ ص۳۷۳ نیز از پولادوند بنام تیره و دسته ای از دیلمیان نام برده شده است. حالآنکه زنجیره دودمان فولادوند بنا بر آنچه از تاریخ بیهقی نقل شد به پیرمردی ۱۰۰ ساله میرسد بنام فولادوند که پس از کندوکاو متون کهن روشن میشود که نام او (شهدوست) بوده است و این فولادوند از طایفه شاهنشاوند طایفه ملوک و شاهان دیلم است ودر اشکوری دیلم بدنیا آمده و دیلمان فرمان پذیر او بودهاند، البته مورخان دیگر برای فولادوند تا 4 پسر کیا کی، فیروزان، لیلی، وهسودان برشمردهاند. بهجز وهسودان که سرگذشت روشنی از او به دست نیامد آن ۳تن به دوران خود صاحب قدرت فرمانروایی و مناصب مهم لشکری و کشوری بوده و از مشاهیر معروف زمان به شمار میآمدهاند.
طبق بررسیهای بهعملآمده در متون کهن تاریخی ازجمله تاریخ تشیع و مزارات شهرستان ساری و کتاب معرفی مشاهیر دیلم و اشکور و کتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار و نقل سریع دکتر زرینکوب اجداد فولادوند پیر ( شهدوست) از فرمانروایان قدیم دیلمان و از اسپهبدان پادوسبان و ازنسل شاهنشاه جاماسب پور پیروز ساسانی هستند که اصالت آنها سرزمین پارس است چرا که پسوند ^وند^رااول بار خاندان شاهنشاوند از نسل شاهنشاجاماسب پور شاهنشاپیروز از سرزمین پارس با خود به دیلمان بردند وبعد طوایفی چون وهشاوند فاراوند آداوند باوند پایروند و شیرذیل وند و دیگر طوایف و خاندان های اصیل ایرانی که تعداد آنها در مسودات تازی نویسان آنهم تحت عنوان اهل بیوتات یا بیوتات سبعه به چهل خاندان میرسد(تاریخ ایران ،زرینکوب،ص۱۱۸) باحمله تازیان و شروع روزهای سیاه و شوم بعد از شکست نهاوند که تازیان از همدان ،سپاهان تافارس را گرفته بودند در کوهستانهای دیلمان پناه گرفتند و نخستین جنگ آنها با تازیان به گفته کسروی درسال۲۲ ه بود که خاندان های پناهنده شده ساسانی به همراه مردمان دیلم به رهبری موتادیلمی از کوهستان های خودپایین آمده و در دشت دستبی باتازیان به زدوخورد پرداختند .دراین جنگ نابرابر که بقول طبری درسختی ازجنگ نهاوندکمتر نبود سرداران معروف ایرانی چون موتا،اسفندیار برادر رستم فرخزاد و فرخان کشته شده و سپاه دیلمیان شکست میخورد و حدود ۳ قرن طول کشید که دراوایل قرن سوم توانستند پرچم استقلال را برافرازند.
فولادوند در اشکور متولدشده است و نوادگان وی موسس سه حکومت هزاراسبی بنی عناز و بنی عیاض یکی درکردستان و دیگری در لرستان بوده اند که حکومت اتابکان لربزرگ آخرین وارث شاهنشاهی ساسانی نیز ازان اتابک ابوطاهر بود که جدیازدهم وی فولادوندبن کی فریدون بود.
ابن اسفندیار درباره شکوه و عظمت خاندان فولادوند و افتخار وصلت پادشاهان با این خاندان چنین آورده است:"پس از فوت حسن رکنالدوله که قلمروی ولایت او برای دو پسر خردسالش مؤید الدوله و فخرالدوله باقیمانده که بهحکم وصیت پدر و موافق آیین خانوادگی میبایست در حکومت نسبت به برادر بزرگتر خود عضد الدوله اظهار تابعیت کند اما فخرالدوله که کوچکترین پسر رکن الدوله بود برخلاف سفارش پدر زیر بار حکومت برادر بزرگتر خود عضد الدوله نرفت چون از جانب مادر منسوب به خاندان ماکان بن کا کی اسپهبد معروف دیلم بود و داعیه بلندپروازی داشت[ابن اسفندیار:۲۹۷،۱۳۶۶)
و لذا ازدواج دیگر شاهان دیلمی ازجمله قابوس عنصرالمعالی با دختر حسن فیروزان فولادوند نشان از اعتبار و سرشناس بودن این خانوادهها دارد. چراکه در باور کهن مردم ایران انتساب به خاندانهای سرشناس و از نسل پادشاهان قدیم یک ارزش تلقی میگردید و مردم خاندانهای کهن و با اصالت را بیشتر میپذیرفتند عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس به فرزند خود میگوید:" چنان زندگی کن که تخمه پاک توست و بدان که ترا تخمه و نبیره بزرگ است و شریف از هر دو جانب."(اشاره به خاندان فولادوند)
شجره اجداد فولادوند یاشهدوست دیلمی اشکور ی بدین صورت است:
جاماسب شاهنشاه ساسانی (جد اسپهبدان آل گاوباره و برادرش شاهنشاه قباد نیز جد اسپهبدان آل باو در طبرستان بود)20. نرسی 21. پیروز دوم 22.گیلانشاه 23. گیل 24.پادوسبان یکم(جد اسپهبدان پادوسبان و برادرش دابویه نیز جد اسپهبدان دابویه یا آل خورشید بود) . 25.خورزاد 26. پادوسبان دوم 27.شهریار 28.قارن 29. آفریدون(پسرش شیرزاد و تیرداد جد خاندان آل زیار بود) 30. فولادوند (شهدوست یا نعمان)
[1]. بحرالعلوم: ۱۳۸۶، ۶۱۶
[2]. ابن اسفندیار:1366،876
[3]. بحرالعلوم: ۱۳۸۶، ۶۱۶
+ نوشته شده در ساعت توسط کیـــومرث فـــولادی
|