کتاب ازدیلمان تااشترانکوه

«... و پرچمی که اردشیر پاپکان در سرزمین پارس برافراشته کرد و سیطرهٔ آن از فرادریا تا مدیترانه گسترش یافت، پس از دوازده قرن، اتابک غیاث‌الدین کیکاووس در سرزمین پارس بر زمین نهاد.»
— فولادی

کتاب «از دیلمان تا اشترانکوه» حاصل یک دهه کار و فعالیت مستمر در زمینهٔ حوادث و وقایع تاریخی مربوط به خاندان آل‌ماکان در سرزمین دیلم، خاندان اتابکان لر بزرگ و همچنین سرگذشت نوادگان این خاندان، به‌ویژه شاخهٔ اتابک افراسیاب، در خوزستان، کهگیلویه، چهارمحال و لرستان است. این اثر، نسب‌نامهٔ اتابکان لر بزرگ را تا اردشیر پاپکان دنبال می‌کند و از سوی مجامع علمی و تاریخی و هیئت‌های علمی دانشگاه‌های مختلف، از جمله دانشگاه‌های لرستان، اهواز، یاسوج، شهرکرد، گیلان و مازندران، مورد استقبال قرار گرفته است.

در این کتاب، برای نخستین بار، از حکومت‌های هزاراسبیان خوزستان، بنی‌عیار کردستان و اسپهبدان پادوسپان ساسانی به‌عنوان ملوک قدیم ایران و نیاکان اتابکان لر بزرگ سخن به میان آمده و ابعاد تاریخی و نسب‌شناختی آنان مورد بررسی قرار گرفته است.

واژهٔ فولادوند نیز در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته و نویسنده، فولادوند را شخصیتی تاریخی معرفی می‌کند که در سال ۲۰۰ میلادی می‌زیسته، پادشاه دیلمان بوده و به‌عنوان جد یازدهم ابوطاهر، مؤسس حکومت اتابکان لر، معرفی شده است.

در بخش دیگری از کتاب، به چگونگی پیدایش کنفدراسیون بختیاری و شکل‌گیری طوایف مختلف باب مئیوند پرداخته شده است. از دیگر بخش‌های برجسته و قابل توجه کتاب، شجره‌نامه‌های آن است که در آن، نسب‌نامهٔ کائدهای ایران در کنار نسب‌نامهٔ اتابکان لرستان و خاندان آل‌ماکان، به شکلی گسترده و منسجم ارائه شده است.

نویسنده، پس از بررسی پیشینهٔ دیلمیان، به معرفی امیران و شهریاران دیلمی و خیزش آنان در راه استقلال ایران و تشکیل حکومت‌های آل‌زیار و آل‌بویه می‌پردازد. همچنین تاریخ خاندان کهن آل‌ماکان را از دیلم تا اشترانکوه، در دوره‌های آل‌بویه و سلجوقیان، دنبال کرده و شکل‌گیری حکومت‌های ملوک جبال، از جمله بنی‌عیار و بنی‌عیاض، و سپس اتابکان لر بزرگ را بررسی می‌کند. در ادامه نیز چگونگی ورود و پیوستن این خاندان‌ها و طوایف به کنفدراسیون ایلات بختیاری و غیربختیاری، با تأکید بر تسلسل، توالی و انتظام تاریخی، مورد بحث قرار گرفته است.

بدون شک، این کتاب را می‌توان یکی از آثار قابل توجه در زمینهٔ نسب‌شناسی کائدهای ایران دانست؛ اثری که با تکیه بر مطالعات تاریخی و نسب‌شناختی و با دقت فراوان تدوین شده و می‌تواند برای نسل‌های آینده، گنجینه‌ای ارزشمند از اطلاعات تاریخی و خانوادگی به شمار آید.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این اثر، استفاده از اسناد خطی چهارصد تا هفتصدساله است که بنا بر مطالب کتاب، برای نخستین بار در پژوهش‌های مربوط به تاریخ کائد فولادوند در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته‌اند. این اسناد، در کنار روایت‌های تاریخی و شجره‌نامه‌ها، بخش مهمی از مستندات مورد استفادهٔ نویسنده را تشکیل می‌دهند.

از هر تیره و طایفهٔ کائد که باشید، بی‌تردید مطالب و روایت‌های تازه‌ای دربارهٔ این خاندان کهن در این کتاب خواهید یافت. اثر حاضر حاوی یافته‌ها و مطالب جدیدی است و نویسنده کوشیده است تا مطالب مطرح‌شده را حتی‌الامکان با اسناد، شواهد و دلایل تاریخی ارائه کند و از طرح حدس‌ها و گمانه‌زنی‌های شخصی و فاقد پشتوانهٔ مستند پرهیز نماید.

اتابک اعظم افراسیاب سوم  و نوادگانش در لرستان و چهارمحال

نوادگان اتابک افراسیاب بن پشنگ با تتبع در منابع و اسناد کهن

کتاب ازدیلمان تااشترانکوه :کیومرث فولادی

در جست‌وجوی کائدها

از نوادگان اتابک اعظم افراسیاب تا اشترانکوه و چگونگی پیدایش شاخه‌های فولادوند در میان چهارلنگ و باب مئیوند

درآمد؛

جست‌وجوی ریشه‌های تاریخی خاندان‌ها و طوایف، هنگامی که در فاصله چند قرن از میان منابع پراکنده، اسناد ملکی، وقف‌نامه‌ها، روایت‌های سینه‌به‌سینه و آثار برجای‌مانده از بزرگان یک خاندان انجام می‌گیرد، بیش از آنکه صرفاً یک پژوهش نسب‌شناختی

ادامه نوشته

پراکندگی کائدها در ایران

فردوسی بزرگ در شاهنامه می‌سراید:
نژاد از دوکس دارد این نیک‌پی
ز افراسیاب و ز کاووسِ کی
واژه «کی» در شاهنامه و دیگر متون کهن ایران، عنوانی ویژه برای شاهان و فرمانروایان است و در نام‌هایی چون کی‌کاووس، کی‌قباد، کی‌خسرو و دیگر پادشاهان دودمان کیانی به معنای «شاه» یا «فرمانروا» به کار رفته است.
از سوی دیگر، لقب «کائید» در برخی منابع تاریخی دیده می‌شود که به نظر می‌رسد در متون عربی به صورت «قائد» ثبت شده باشد؛ همان‌گونه که نام خاندان کارن نیز در منابع عربی به صورت قارن آمده است. این دگرگونی‌ها نتیجه سازگار شدن واژگان ایرانی با ساختار آوایی زبان عربی است.
پس از ورود اسلام به ایران، واژه‌ای هم‌ریشه با «کی» تنها در میان زرتشتیان امروز باقی مانده است. آنان واژه «کیه» را به معنای «خانه» یا «خاندان» به کار می‌برند و آن را پیش از نام نیاکان خود می‌آورند؛ مانند کیه بهمن، کیه شاپور و کیه اردشیر که به ترتیب به معنای «خاندان بهمن»، «خاندان شاپور» و «خاندان اردشیر» است.
بر این اساس، می‌توان احتمال داد که «کیه» در گذر زمان به «کی» و سپس «کی» بر اثر تحول طبیعی زبان به «کا» دگرگون شده باشد؛ زیرا یکی از ویژگی‌های زبان، ساده‌تر شدن تدریجی واژگان در اثر کاربرد فراوان است.
نمونه‌هایی از این دگرگونی‌های آوایی عبارت‌اند از:
ورثرغن ← ورهرگن ← ورهران ← ورهرام ← بهرام
ارتخشثری ← اردخشتر ← اردشیر
قاآن ← قان ← خان
کتک‌خوذای ← کدخدا
آقاخداوند ← آقاوند ← آخوند

ادامه نوشته