حکم والی گری سالارمظفرفولادوندتوسط شاه قاجار

نظر به اینکه در هذاالسنه به موجب این حکم مطاع مرقوم میگردد که نایب الحکومگی بختیاری کماکان بر عهده کفایت مقرب سالارالمظفرمحمدولی خان فولادوندسرتیب شهاب الشکرمرجوع و واگذار است ومی باید آن عالیجاه و عموم طوایف بختیاری کمال اطاعت و حرف شنوی را از مقرب الخاقان مشار الیه داشته بدهی خود را پرداخته تخلف نورزند و حسب المرقوم معمول دارند.

شهر صفر المظفر1314

علل وچگونگی تبعید فرزندان و عموزادگان قائدشاه بهزادخان فولادوندکائداعظم بختیاری

برگرفته ازکتاب ازدیلمان تااشترانکوه (ص۱۳۴) مولف:کیومرث فولادی

حدود 440 سال پیش مردی از تبار اتابکان لر بزرگ و اتابک افراسیاب بنام قائد شاه ولد در منطقه کیار شهرکرد روستای دستجرد زندگی می‌کرده و در دوران پرفرازونشیب تاریخ ایران و بختیاری در نیمه دوم قرن یازدهم در سال 1050 ه.ق و مقارن با روی کار آمدن شاه‌عباس صفوی قلبش برای سرزمین آبا و اجدادیش شروع به تپیدن کرده و تصمیم به مهاجرت به اشترانکوه و آمدن به نزد عموزادگانش از نسل اتابکان و ملک حسن بن سلغرشاه که از قدیم در آنجا ساکن بودند را می‌گیرد.از قلعه و کاروانسرای قائدشاه ولد در شهر ازنا معلوم میگردد که مهاجرت وی همراه باحکم حکومتی بوده و ایشان باحاکم حکومتی اشترانکوه بلرستان مهاجرت میکند.متأسفانه از سرنوشت نیای بزرگمان قائد شاه ولد هیچ‌گونه خبری در دست نیست و از گفته‌ها و روایات بزرگان معلوم نمی‌گردد که آیا او هم در درگیری‌های مختلف بین خوانین و یا خوانین و مباشرین دولتی کشته‌شده و یا اینکه به مرگ طبیعی مرده باشد و فقط از وی روستا و قلعه بزرگ شاه ولد بنام خودش در شهر ازنا و یک سند در شهرکرد به تاریخ 1053 ه.ق برایمان به یادگار مانده است برخی مورخین براین عقیده اند که قائد شاه ولد حاکم شاه عباس در منطقه اشترانکوه بوده و سند این ادعا نیز وجود قلعه شاه ولد هست که کاروانسرای آن به سبک معماری عصرشاه عباسی ساخته شده است.

و از نسل قائدشاه ولد در منطقه اشترانکوه مردان صاحب نامی و خوانین پرآوازه‌ای شکل گرفتند که یکی از شاخص‌ترین آنها سلطان المهیمن قائد شاه بهزاد خان فولادوند بوده است. شاه بهزاد خان ولد کهزاد خان ولد قائد نجف در دشت تیان منطقه بین دورود و ازنا و در دامنه‌های اشترانکوه زیباترین منطقه ایلیاتی ایران زندگی می‌کرد. منطقه‌ای که امروزه به دلیل وجود دریاچه، آبشارها جنگلها، یخچال‌های طبیعی، رودها و...پایتخت طبیعت ایران نامگذاری شده است و صاحب املاک بسیار زیادی در محدوده لرستان اراک و اصفهان بود (درود ازنا الیگودرز خمین، خوانسار، زز، جاپلق، سپیددشت). شاه بهزاد (1210-1130) در دوران پرآشوب تاریخ ایران در زمان شاه سلطان حسین و 5 سال قبل از اشغال اصفهان به دست محمود افغان در دشت تیان اشترانکوه به دنیا آمد و در سن 90 سالگی در زمان حکومت آقا محمدخان قاجار از دنیا رفته و در گتوند خوزستان به خاک سپرده‌شده است. وی قائد اعظم بختیاری و هم‌پیمان با نادرشاه افشار و در زمان تاج‌گذاری نادر از بزرگان ایران حاضر در دشت مغان بود، اما در زمان کریم‌خان زند مغضوب وی شده که علتش طرفداری شاه بهزاد خان فولادوند از علیمردان خان چهار لنگ در جنگ کمره که بین خمین و گلپایگان بین کریم‌خان و علیمردان خان رخ داد و علیمردان خان که مدعی تاج‌وتخت ایران بود از خان زند شکست خورد و همین موضوع باعث شد شاه بهزاد به فکر نزدیکی با محمدحسن خان قاجار دیگر رقیب کریم‌خان باشد. دوران کوتاه کریم‌خان زند گرچه به دلیل شخصیت معتدل و مردمی و حمایت نسبی از رعایا، آرامش و سازندگی در برخی زمینه‌های لشکری و کشوری بچشم می‌خورد اما اتفاقاً دوران شکوفایی قوم لر و بختیاری پس از انتقال قدرت از زندیه به قاجار شروع می‌شود و در دوران مشروطیت به اوج خود می‌رسد به‌طوری‌که فقط سهم خاندان فولادوند از قدرت سه حکم والی گری بنام‌های سردار مقتدر، هژبرالسلطنه و سالارمظفر در سیستان، گلپایگان و بروجرد مهر می‌خورد. ایشان طبق کتاب نسب‌شناسی مرعشی نجفی که اصل آن در کتاب‌خانه مرعشی نجفی قم موجود است صاحب پنج فرزند بنام‌های مریدخان، رضاخان (تبعید به سیستان)، شاه منصور خان، کاظم خان و قائد محمدعلی بوده است که هر پنج شخصیت طبق اسناد خطی و منابع و کتب تاریخی از بزرگان و مشاهیر تاریخ بختیاری هستند. شاه بهزاد در دوران پیری و کهولت سن با توجه به مقتضیات سیاسی آن روزگار قصد وصلت با یکی از شاهزادگان قاجار برای یکی از فرزندان خود را دارد. آن‌هم در دورانی که ایل قاجار هنوز موفق به تشکیل حکومت قاجار در ایران نشده‌اند و با کریم‌خان زند بر سر کرسی حکومت کشمکش داشتند. تا اینکه یکی از اقوام قاجاری برای دیدوبازدید به تیان می‌آید که شرح ماجرا را میرزا بنویس بهزاد خان چه زیبا به سبک شاهنامه فردوسی توصیف نموده است که اصل کتاب در دست اولاد کا هادی تقوی از نوادگان کاظم خان بوده که صد افسوس ناپدید و اثری از آن باقی نمانده است.

هوای شترکوه ودشت تیان

مراخوشترآیدزکل جهان

به تیان شدی ملک فولادوند

رسیدی بدان مردم ارجمند

درشتی مکن نزدآن مهتران

وزآنهابگیرپندهای گران

ادامه نوشته