،خیزش لیلی بن نعمان فولادوند
نیزه دیدهاند ازآنجاکه لیلی پسر نعمان فولادوند معارض و مخالف دولت سامانی و خار چشم خلافت خونآشام بودهاست حمویه برای نشاندادن خوشخدمتی و فرونشاندن آتش بغض دستگاه خلافت سر لیلی را به بغداد فرستاد قتل این امر امیر انگار مرهمی بودهاست بر دلهای پرکینه امرای سامانی و حکام عباسی وگرنه سر بریده او پرارج ترین ارمغان امیر بخارا برای خلیفه بغداد نمیبود .
تاریخ گرد دیزی نقل کردهاست: لیلی مالی عظیم داشت و سخت سخاوت مند بود، همه مال را به لشکر بخشید و دستش تنگ شد، پس به نیشابور آمد و نصربناحمد امیر خراسان حمویه را پیش او فرستاد به توس به یکدیگر رسیدهاند و حرب کردند لیلی با دیدن سپاهیان بلعمی و ابوجعفر و خوارزمشاه و سیمجوش و بکر و قرار تکین متحیر شد، ان در آخر کوی باقی بود اندر آن باغ پنهان شد کسان حمویه او را بگرفتند و سر او را برداشتهاند و بر سر نیزه کردهاند و به لشکر او نمودهاند، ایشان به ترسیدند و امان خواستهاند (تاریخ گرد ریزی، تألیف ابوسعید، با مقدمه میرزا محمد خان قزوینی، تهران، ۱۳۲۷، صفحهی ۱۹۲ )
به روایت ابن اسیر در الکامل: گفتهاند که چون حمویه آهنگ جنگ با لیلی کرد، بدو گفتند در رفتن تو به سوی او لحظهشماری میکند. حمویه گفت: در این جنگ من یکی از ۲ چکمه خود را امسال و لنگه دیگر آن را سال آینده برپا میکشم. این سخن به لیلی رسید و گفت: من یکی از ۲ چکمه خود را نشسته و آن دیگری را ایستاده یا سوار بر پای میکشاند. چون لیلی کشته شد، حمویه گفت: این است فرجام آن که در جنگ شتاب کند. گویند حسین منصور حلاج نیز در همین سال او به دار آویخته شدهاست. تاریخ کامل، نوشته عزالدین ابناثیر، برگردان: روحانی و حمیدرضا آژیر، انتشارات اساطیر، جلد ۱۱ صفحه ۴۷۰۱ چاپ اول
به روایت تاریخ مردم ایران کشته شدن لیلی که برای داعی صغیر ضایعهای بزرگ بود، درعینحال سرکردگان گیل و دیلم را بهشدت نسبتبه جایی خشمگین و و بدگمان ساخت و بر ضد وی به توطئه واداشت درواقع لیلی بهسبب آزادگی و دلاوری و بخشندگی و کارسازی خویش در بین سپاه گیل و دیلم محبوب بود و اینکه سامانیان سر بریدهاش را به بغداد فرستادند ازآنرو بود که پیروزیهای او در ری و خراسان برای دستگاه خلافت تهدیدی جدی و دغدغه انگیز تلقی میشد. بعداز وی برادرزادهاش سرخاب بن وهسودان از جانب سپاهیان لیلی به سرکردگی انتخاب شد اما، عمارت و طولی نکشید و با مرگ او عمو زاده اش ماکانبنکاکی از جانب جنگجویان دیلم به فرمانروائی انتخاب شد و با این انتخاب سپاه لیلی عدم علاقه و فقدان اعتماد خود را به داعی علوی که آنها او را مسئول کشته شدن لیلی میشمردهاند نشان دادهاند (تاریخ مردم ایران، جلد ۲، زرینکوب، صفحه ۳۸۳ و ۳۸۴ )
ماکان بن کاکی که به قول دکتر زرینکوب یک شوالیه واقعی شرقی بود دومین خیزش ایرانیان را بر علیه خلافت خون آشام عباسی به راه انداخت.
به آرش به كوروش به كاوه به جمشيد قسم