ابوالقاسم ب)-سند شماره دو به تاریخ 1053 با امضای، قائد الله‌وردی ولد قائد رضا، قائد شاه ولد، قائد گنجعلی ولد قائد علی، قائد رمضانعلی ولد قائد محمد، قائد صفر ولد محمد، قائد عباس ولد قائد سلیمان، قائد مهدی ولد عبدالملک ج)- سند شماره سه به تاریخ 1100 با امضای قائد قربانعلی، قائد ولیخان، قائد عباسقلی که این اسناد به ترتیب به زمان شاه‌عباس اول، شاه‌عباس دوم و شاه سلیمان صفوی برمی‌گردد. بیشتر اولاد افراسیاب از شاخه ملک محمود شاه از نسل قائدشاه منصور که اسناد خطی ۱۰ فرزند از وی را تایید کرده انددر طی سه مرحله مهاجرت، در حدود سالهای 1050 به بعد به بربرود و دامنه‌های اشترانکوه (شهرهای الیگودرز، دورود و ازنا) سرزمین آبا و اجدادی اتابکان لر بزرگ صورت گرفت ؛هرچند ردپایی از دیگر قائدها از نسل قائدشاه منصورخان در خوزستان ،چهارمحال کوه گیلویه و فارس و ممسنی وتا حوالی خلیج فارس نیز پیدا شده است. و صرفاً اولاد شیخ احمدشاه جهت تولیت املاک وقفی اتابک افراسیاب در روستای دستجرد امامزاده شهرکرد برای همیشه ماندگار می‌ گردند و امروزه بانام فامیلی نیازی،جوادی ،رفیعی،کیمیایی،سیاسی،احمدی ،ابراهیمی،و درویشان میباشند. هرچند تاریخ شفاهی و سینه به سینه دستگرد، مهاجرت سه گروه دیگر از دستگردیها را زمان افشار به اشترانکوه گزارش داده اند. از بررسی اسناد خطی قدیمی به نظر می‌رسد مهاجرت خاندان قائد فولادوند از اولاد اتابک اعظم افراسیاب به اشترانکوه لرستان در حدود همین سال‌ها (1050) اتفاق افتاده باشد و اولین مهاجرت در زمان شاه‌عباس ثانی و مربوط به قائد شاه ولد ف قائدشاه منصور ف قایدعلی ف ملک محمودشاه جد خوانین فولادوند بوده که به همراه فرزندان خردسالش قائد نجف صورت گرفته است. گواه دیگر بر این ادعا وجود روستا و قلعه ای بزرگ بامعماری عصر صفوی بنام شاه ولد (شاهوله) در شهرستان ازنا است که امضای قائد شاه ولد قبل از مهاجرت در حدود سال ۱۰۵۳ در سندی در دستجرد شهرکرد بجا مانده است (سند در پایان کتاب آمده است). و از این تاریخ به بعد، باید آثار و اسناد این شخصیت‌ها را در اشترانکوه لرستان جستجو کرد کما اینکه بر اساس اسناد موجود از تاریخ ۱۱۰۰ قمری به بعد دیگر هیچ‌گونه ردپایی از کائدها (فولادوند) در کیار شهرکرد نمی‌توان پیدا کرد. گواه دوم از مهاجرت فولادوند از کیار شهرکرد اسنادی دیگر به تاریخ ۱۰۵۳ می‌باشد که رجب و عباس فرزندان کلب علی هیربدی و حسینقلی، ذوالفقار علی و صفر قلی فرزندان قائد جمال در دستجرد شهرکرد از خود به یادگار گذاشته‌اند و امضای آنها در کنار امضای قائد شاه ولد (جد خوانین فولادوند و اولین مهاجر از شهرکرد به اشترانکوه) آمده است و امروزه طوایف هیودی و جمالی شعبه‌ای از ایل فولادوند در اشترانکوه می‌باشند که این اسناد قدمت این دو طایفه فولادوند را به بیش از 400 سال می‌رساند و می‌توان آنها را از نسل دوم مهاجرت قائدهای فولادوند فرزندان قائد ابوالقاسم یا قائد الیاس دانست (اسناد در پایان کتاب آمده است). گواه سوم اینکه اشترانکوه ملک موقوفه اتابکان و قلعه قارون دورود یکی از سه قلعه حکومتی آنان بوده است. سند خطی وقفنامه اشترانکوه که املاکی توسط 18 تن از اولاد ملک سلغرشاه بن اتابک نصرت الدین در منطقه اشترانکوه وقف‌شده و اصل سند در کتابخانه ملی ایران موجود است. نکته قابل‌توجه آن امضای ملک حسن بن سلغرشاه است که ساکن قلعه حکومتی قارون دورود بوده و بر مناطق اشترانکوه و قالی کوه و سالن کوه حکومت می‌کرده است و ردپای نوادگانش نیز امروزه در طوایفی از ذلقی و بساک وجود دارد (سند در پایان کتاب آمده است). و اما مهم‌ترین دلیل اینکه مهاجرت به سرزمین آبا و اجدادی اشترانکوه طبق گفته تمام منابع تاریخی قدیم مانند تاریخ جهان‌آرا، تاریخ گزیده و روضه الصفا و به گفته محمد شبانکاره‌ای و عباس اقبال آشتیانی سرزمین آبا و اجدادی اتابکان قبل از تشکیل حکومت بوده است و دور از ذهن نیست که بعد از انقراض می‌بایست اتابکان قلعه‌های حکومتی ایذه و منگشت لردگان را به مقصد اشترانکوه ترک می‌کردند کما اینکه تاریخ شفاهی بزرگان و نوادگان شیخ احمدشاه عموی بزرگ قائد شاه ولد که در شهرکرد باقی‌مانده‌اند نیز مهاجرت فولادوندها را سینه‌به‌سینه نقل و تائید کرده‌اند. ضمن اینکه زمانی که قلمرو اتابکان به‌وسیله آل مظفر مورد تجاوز قرار می‌گیرد اتابک پیرا حمد به اشترانکوه متواری می‌شود تا اینکه تیمور بعد از دو سال وقفه حکومت اتابکان را دوباره احیا می‌کند. یا باز اینکه پس از سرنگونی حکومت اتابکان به‌وسیله ابراهیم بن شاهرخ بن تیمور، آخرین اتابک غیاث‌الدین کاووس نیز طبق اشاره منابع تاریخی به اشترانکوه متواری می‌شود. که این اتفاق در حدود سال 824 رخ‌داده و ازآنجاکه قلعه حکومتی قارون طبق اسناد خطی موجود یادگار اتابکان بوده و حتی طبق شواهدی قبر اتابک غیاث‌الدین نیز در کوه قارون است. اما از خوانین مشهور و نامی فولادوند در اشترانکوه از نسل ملک محمود شاه می‌توان از سلطان المهیمن قائد بزرگ بختیاری شاه بهزاد خان فولادوند (بانفوذترین و شاخص‌ترین بازمانده از نسل اتابکان) اشاره نمود که در دوران پسا اتابکان قدرت این خاندان محلی و صاحب املاکی بسیاری معطوف به مناطقی از لرستان (دامنه‌های اشترانکوه و دشت‌ها و شهرهای اطراف آن دورود، ازنا، سپیددشت و مناطقی از الیگودرز) و قسمتهایی از گلپایگان، خمین و شازند گردید. و فرزندان و نوادگان و عموزادگانش صاحب پایگاهی درخشان در منطقه شده و قدرت بلامنازع سیاسی و اجتماعی در لرستان بشمار می‌آمده‌اند. از نوادگان نامی وی می‌توان به هژبرالسلطنه عزیزاله خان فولادوند حاکم خمین و گلپایگان، سالارالمظفر حاکم و نائب السلطنه بختیاری بروجرد و هژبرالسلطان عبداله خان فولادوند حاکم لرستان و بروجرد و سردار مقتدر ضرغام نظام حاکم سیستان و یحیی خان فولادوند نائب حاکم بختیاری و حضرت اشرف مریدعلی خان و شاه منصورخان که نامش به‌عنوان خان صاحب کرم و مروت در کتاب رستم التواریخ ثبت‌شده و کاظم خان و قائد محمدعلی که نامشان در بین حکومتگران بختیاری آمده است، اشاره نمود. در سرزمین زیبای اشترانکوه امروزه اثاری از قلعه‌های متعدد ازخوانین فولادوند به‌جامانده است از آن جمله: قلعه و شاه‌نشین عزیز الله خان درمرزیان ازنا، قلعه حاج ولی خان از نوادگان قائد جمال در بئوکی ازنا قلعه‌های افراخان، محسن خان، نصیرخان در دورود، قلعه یحیی خان در خان‌آباد قلعه فتحی خان در گازه سپیددشت، قلعه منوچهرخان در چشمه دريا ازنا قلعه سالارالمظفر در برناباد ازنا، قلعه بهادر السلطنه و منوچهر خان ازنا و دیگر قلعه‌های معروف دیگر.