📝کیومرث فولادی
بخش نخست
از شهرزور تا لرستان؛ بازخوانی مهاجرت طوایف و خاستگاه اتابکان لر بزرگ
تاریخ لرستان، تنها روایت شکلگیری یک حکومت محلی نیست، بلکه بازتاب جابهجایی گسترده اقوام، دگرگونیهای سیاسی و شکلگیری اتحادیهای از طوایف گوناگون در قلب زاگرس است. یکی از مهمترین مباحث در شناخت خاستگاه اتابکان لر بزرگ، بررسی موج مهاجرت طوایف ایرانیتبار به این سرزمین در پی تحولات سیاسی سدههای چهارم و پنجم هجری است؛ رخدادهایی که به باور برخی پژوهشگران، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویت سیاسی و اجتماعی لرستان داشتهاند.
نویسنده بر این باور است که با هجوم سلجوقیان به آذربایجان و استقرار آنان بهعنوان قدرت مسلط آن ناحیه، گروهی از طوایف ایرانیتبار ناچار به ترک زادگاه خود شدند و برای رهایی از فشارهای سیاسی و نظامی، به دامنههای زاگرس و قلمرو اتابکان لر بزرگ پناه آوردند. در میان این طوایف، از آسترکیها ــ ساکنان حاشیه رودخانه استروکان ــ مماکویهها، یعنی مردم ماکو، و ارانیها، ساکنان سرزمین اران، نام برده شده است. به اعتقاد نویسنده، این مهاجرت تنها محدود به این گروهها نبود، بلکه طوایف دیگری نیز از نقاط مختلف ایران به این حرکت بزرگ پیوستند و در شکلگیری ساختار جمعیتی و سیاسی لرستان سهمی مؤثر ایفا کردند.
به اعتقاد نویسنده، ۲۹ طایفهای که به حکومت هزاراسب پیوستند، در چهار گروه عمده شامل طوایف دیلمی، لر، کرد گورانی و عرب قرار میگرفتند. طوایف عرب نیز شامل خاندانهای هاشمی و عقیلی بودند که از نسل مسلم بن قریش، همسر دوم صفیه خاتون سلجوقی و برادران ناتنی کیقباد بن هزاراسب به شمار میآمدند. از مهمترین طوایف کرد گورانی در لرستان نیز میتوان به فولادوندها و عبدالملکیها (اوملکی) اشاره کرد.
همچنین طوایف گورانی در باب اسنکی بهداروند، شامل کیوران، گیوران کائد و کلار (کولارد) و نیز طوایف گورویی (گورآبی) باب دینارونی (. وجود دو روستا به نام گورویی در سوسن و فریدونشهر نیز از یادگارهای این طوایف دانسته شده است).
لایارد معتقد است که گوران نام یک طایفه است که پیرو آیین زرتشتی بوده و به همین نام شناخته میشدهاند. به باور وی، گوران یا گئوران باستان در اورامانات سکونت داشته و از دو تبار تشکیل میشدند؛ گروهی از نوادگان گیل گاوباره ساسانی و گروهی دیگر از بومیان آن ناحیه که با گائوران ارمنستان دارای ریشه مشترک بوده و پس از حمله اسکندر در آن سرزمین باقی ماندهاند و نسب خود را به بهمن و اردشیر ساسانی میرسانند.
برخی منابع نیز منطقه دینارون خوزستان را محل استقرار روحانیون زرتشتی از نسل کی دینار دانستهاند. امروزه نیز در کوهستانهای بختیاری، بهویژه در مناطق دینارون و لردگان، آثار فراوانی از بردگوریها، آتشکدهها و بناهای تاریخی برجای مانده است که از جمله آنها میتوان به قلعه گبری (قلعه گوری) اشاره کرد. این قلعه در قلمرو ایلی طایفه گورویی قرار داشته است؛ طایفهای که بنا بر این دیدگاه، عنوان «گورویی» به عالمان زرتشتی اطلاق میشده است. از اینرو، نویسنده احتمال وجود پیوند تاریخی میان طوایف دینارونی و گورانیهای کرد را مطرح میکند.
همچنین در منطقه استک، که نشیمنگاه قدیمی طایفه استکی محسوب میشود، آثاری منسوب به فرامرز گوران همچنان پابرجاست که از جمله آنها میتوان به پل نگین اشاره کرد. نویسنده بر این باور است که اگرچه زبان طوایف دیلمی و کرد گورانی ساکن مناطق غربی و جنوبی ایران، در اثر آمیختگی با فرهنگها و گویشهایی همچون بختیاری، بهتدریج از میان رفته است، اما هویت تاریخی این خاندانها همچنان حفظ شده است.
از سوی دیگر، منابعی چون جامعالتواریخ، تاریخ گزیده و منتخبالتواریخ از مهاجرت ۲۰۰ خانوار از طوایف هاشمی و عقیلی از شام سخن گفتهاند. نویسنده با تحلیل این گزارشها معتقد است که مقصود مورخان از عبارت «اطراف و اکناف»، نه سرزمین شام، بلکه نواحی پیرامون قلمرو لر بزرگ و لر کوچک است؛ مناطقی که در پی تحولات سیاسی آن روزگار، جمعیتهایی از آنها به لرستان کوچ کرده و به حکومت نوپای اتابکان پیوستند.
در میان منابع کهن، گزارش مسعودی در مروج الذهب جایگاهی ویژه دارد. وی در صفحه ۴۸۳ این اثر، که در سال ۳۳۲ هجری قمری تألیف شده است، از طایفه لریه در کنار دیگر طوایف کرد کوچرو، از جمله شادنجان، مادنجان، جابارقیه و پارسان یاد میکند و محل استقرار آنان را ــ بر پایه نقشه صوره الجبال ــ در گستره زاگرس مرکزی، از لرستان و ایلام کنونی تا واسط عراق، یعنی ایالت تاریخی ماسبذان، معرفی میکند. این گزارش، از دیدگاه نویسنده، نشان میدهد که طایفه لریه چندین قرن پیش از تشکیل حکومت اتابکان، در این ناحیه حضوری شناختهشده داشته است.
در همین چارچوب، ولادیمیر مینورسکی، از برجستهترین ایرانشناسان و پژوهشگران تاریخ اقوام لر و کرد، خاستگاه نخستین لرها را قلعه لور میداند و گورانیها را از لحاظ تاریخی دارای اصالت دیلمی معرفی میکند. دیدگاه وی، یکی از مهمترین نظریههایی است که در پژوهشهای مربوط به منشأ اقوام زاگرس و بهویژه تاریخ لرستان مورد توجه قرار گرفته است.
نظریه مینورسکی بر سه اصل استوار است: نخست، نفی هویت کردی گوران؛ دوم، مهاجرت گورانها از گیلان و دیلمان به کردستان؛ و سوم، استقلال زبان گورانی بهعنوان بازماندهای از زبان عصر ساسانی. وی همچنین معتقد است که «جابارقه» مذکور در منابع تاریخی همان «گاوباره» است و قوم گاوباره، که خاندان اسپهبد خورشید از اسپهبدان ساسانی دیلمان به آن تعلق داشتند، در دورهای تاریخی به این ناحیه مهاجرت کردهاند. بر همین اساس، مینورسکی منطقه گهواره در کرمانشاه، که خاستگاه اولیه عیاض بن عبدالملک دانسته میشود، همان سرزمین تاریخی گاوباره میداند.
دیدگاه مینورسکی تنها به مطالعات تاریخی محدود نمیشود، بلکه از سوی برخی زبانشناسان نیز مورد توجه قرار گرفته است. دیوید نیل مککنزی، از برجستهترین متخصصان زبانهای ایرانی، بر این باور است که هورامیها یا گورانیها از نظر قومی کرد نیستند، بلکه در نتیجه همجواری و اختلاط با جمعیتهای کرد، بهتدریج از آنان تأثیر پذیرفتهاند و زبان گورانی نیز شاخهای از زبان کردی محسوب نمیشود. توماس یوگل، پژوهشگر دوره فوقدکتری مطالعات کردی در دانشگاه اوپسالای سوئد، نیز در مقالهای که در سال ۲۰۱۴ منتشر کرده، این دیدگاه را تأیید کرده است.
بررسی دیدگاه کرد بودن اتابکان لر بزرگ
استاد فردین ابراهیمی در کتاب از پارس تا دستگرد درباره خاستگاه حکومت اتابکان هزاراسبی و پیوند آن با کردستان چنین مینویسد:
«بسیاری از مورخان، از جمله ابن اثیر، ابن فوطی و شرفالدین بدلیسی، ریاست طایفه کردِ برزیکانی را به آل حسنویه، ریاست طوایف کرد گورانی و کرد شادزنجانی را به بنیعیار و ریاست طایفه لَریه را به بنیعیاض نسبت دادهاند.» (از پارس تا دستگرد)
از سوی دیگر، ابن حوقل، مورخ قرن چهارم هجری، در صفحه ۱۱۴ کتاب خود، محدوده سرزمین لَریه را در حوالی تیسفون، پایتخت کهن ساسانیان، و در حد فاصل شهرزور، کرمانشاه و موصل معرفی کرده است. در مقابل، حمدالله مستوفی قلعه لور را تا حوالی دهلران و خرمآباد گسترش داده و سمعانی نیز در کتاب الأنساب، محدوده جغرافیایی «اللری» را در قرن ششم هجری از اشترانکوه تا جبال اصفهان گزارش کرده است.
با توجه به اینکه پدر عیاض از سال ۳۶۹ هجری قمری ریاست طایفه کرد هورامانی را بر عهده داشته و خود عیاض نیز از سال ۴۰۵ هجری قمری ریاست طایفه لریه را عهدهدار بوده است، و همچنین با در نظر گرفتن توصیف جغرافیایی ابن حوقل ـ که خود از مورخان اوایل قرن چهارم هجری (۳۰۵ـ۳۸۰ ق) به شمار میرود ـ میتوان چنین نتیجه گرفت ۱_که شکلگیری و توسعه جغرافیای کنونی لرستان در دوران اقتدار اتابک هزاراسب و در پی مهاجرت ۲۹ طایفه کهن دیلمی، کرد و لر از بینالنهرین، شام و دیگر نواحی پیرامونی صورت گرفته است.۲_ و اجداد اتابکان به دلیل اقامت و ریاست حدود یک قرنی در شهر زور و کردستان وهمچنین ااقامتی حدود۳۰ ساله در جبل السماق شام که آن زمان جزئی از سرزمین کردستان غربی بوده است درواقع به اصطلاح امروزی برند کرد بودن خورده اند. درصورتی که تبار کردی ندارند.
بر همین اساس، پنج ناحیه لرستان شامل، لالستان، کردارگان اصفهان، شولستان و کهگیلویه، از زمان حکومت هزاراسب به بعد، بهتدریج به قلمرو اتابکان لر بزرگ افزوده شدند. همچنین، قلعه لور در اندیمشک، واقع در شمال شوشتر، بهعنوان بننشین طایفه لریه و مقر خاندان بنیعیاض شناخته میشد و قلمرو آن از جبال ایلام و دهلران تا موصل و از خرمآباد تا اشترانکوه امتداد داشت. به باور نویسنده، بازماندگان این مهاجرتها را میتوان امروزه در میان بخشی از لرهای فیلی ساکن سلیمانیه و دیگر مناطق کردستان عراق مشاهده کرد.
بر پایه این مجموعه گزارشها و تحلیلها، نویسنده بر آن است که بررسی تاریخ اتابکان لر بزرگ، بدون شناخت مهاجرتهای گسترده اقوام ایرانیتبار، جایگاه شهرزور، نقش دیلمیان و پیوند تاریخی گورانیها با زاگرس، تصویری کامل از تحولات این سرزمین به دست نخواهد داد؛ زیرا شکلگیری لرستان تاریخی، بیش از آنکه حاصل یک رخداد مقطعی باشد، نتیجه فرآیندی چند سدهای از مهاجرت، همگرایی و استقرار طوایف گوناگون در گستره زاگرس بوده است.
+ نوشته شده در ساعت توسط کیـــومرث فـــولادی
|